Daily Me

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

خونه دوم من!

چهارشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۲۱ ب.ظ


** سالن عمومی گریفیندور در یک شب مهتابی! مثل همیشه دنج و گرم و راحت :)


با اینکه همیشه مدرسه رو دوست داشتم، اما هیچ وقت خونه دوم من نبود. خونه دوم من همیشه هاگوارتز بوده. پیش هری و رون و هرمیون. بخش زیادی از بچگی من توی راهروهای پیچ در پیچ و دخمه های اسرار آمیز هاگوارتز گذشت. توی پلکان های مارپیچ برج های قلعه. کنار تابلوهای نقاشی توی راهروها که حرکت میکردن و حرف میزدن. توی سرسرای بزرگ با درش که از جنس چوب بلوط بود، روی مبل های قرمز رنگ کنار شومینه داخل سالن عمومی گریفیندور. توی کرت های سبزیجات بیرون از قلعه، کلبه هاگرید، زمین کوییدیچ، جنگل ممنوعه و دریاچه کنار قلعه با ماهی مرکب غول پیکرش.

از تک تک جزئیات دنیای جادوییش لذت میبردم. از تفریحاتش مثل بازی کوییدیچ، شطرنج جادویی، کارت بازی انفجاری تا خوراکی هایی مثل نوشیدنی کره‌ای، شکلات قورباغه ای، آب کدو حلوایی و حتی دانه های برتی بارت با طعم همه چیز که بعضیاش مزه سیرابی، خاک، آب دماغ و حتی چیزای بدتری میداد! همراه هری توی کلاس های جادوگری شرکت میکردم، تا دیروقت برای نوشتن تکالیف اساتید بیدار میموندم و مثل خود هری از دیدن کوچه دیاگون و مهمونخونه پاتیل درز دار ذوق زده میشدم.

هری پاتر برای من چیزی بیشتر از صرفا یه مجموعه کتاب بود، برای من یه زندگی موازی با دنیای خودم بود. زندگی ای که با تموم شدن کتاب هفتم تموم نشد و هنوز کنارمه. کافیه که یکی از صفحات یکی از کتاباشو همینطوری باز کنم و دوباره توی اون دنیای جادویی، پیش سه تا دوست قدیمیم باشم!


پ.ن: این پست بخاطر اینه که امروز توی کتابخونم چشمم به کتابای هری افتاد و یه دفعه احساس دلتنگی عمیقی کردم.

پ.ن2: تو تابستون حتما باید یه دور مجموعشو از اول بخونم!

پ.ن3: اگر کتاباشو نخوندین یا فیلماشو ندیدین احتمالا هیچی از حرفای من متوجه نشدین و الان پوکر فیس تشریف دارین D:

  • چارلی ‎‌‌‌

نظرات  (۲۲)

هری پاتر و ارباب حلقه‌ها واسه من به شدت قابل احترام و ارزشمند هستند‌. چون جهان های خاص خودشونو دارن. چون قوانین و شخصیت های خاص خودشون رو دارند و تو همه‌ی این زمینه ها موفق بودن. البته به شخصه ارباب حلقه ها رو بیشتر میپسندم :)) 
پاسخ:
همینطوره :)
من ارباب حلقه ها رو کامل نخوندم متاسفانه :/ ولی با این حال فکر میکنم سرزمین میانه با اینکه پر از شگفتی  و شکوهه ولی جایی نیست که من دوست داشته باشم توش زندگی کنم D:
نه بابا. خوب که نیست. هیجان‌انگیزه بیشتر :))) و خا موجوداتش متنوع تر و وحشی تر هستن و خفن‌ناک تر :)) خلاصه بِکَن‌ یه مدت بیا اینور :))))) حال میده.
پاسخ:
:))))))
اگرم من برم تا تهش توی شایر و پیش هابیتا میمونم D: 
ای ترسوی ریسک ناپذیر :))) یهو میرفتی پیش اِلف ها دگه لامصب :))
پاسخ:
از الف ها خوشم نمیاد :/ فک کن بری یه جایی همه جاودانه و خوشگل و مو طلایین! درحالی که خودت معمولی ای و شصت هفتاد سال دیگه هم میمیری D: زجر ازین بالاتر؟ :)) تازه یکمم مغرورن :/
ولی پیش دوروف ها دوست دارم برم :-" خیلی خاکین :))))

  • خورشید ‌‌‌
  • به به.. ما هم همین‌طور آقا. ما هم همین‌طور. من هروقت ناراحتم٬ به دنیای خیالی‌مون پناه می‌برم.
    پاترمور رفتی؟ من افتادم توی گریفندور. ^_^  
    ان‌قدر ذوق‌زده شده‌م٬ دلم خواست همه‌ی کتابا رو الان توی این کامنت دوره کنم. مثل حس دیدن یک دوست قدیمی٬ توی یک مدرسه‌ی جدیده.
    پاسخ:
    آخجون یه هری دوست دیگه :)
    پاتر مور اون نسخه اولش فوق العاده بود! نمیدونم اون موقع دیدینش یا نه. وقتی که کتابا رو تصویر سازی کرده بودن همراه با جلو رفتن داستان نقاشیاشو می‌دیدیم. دوئل و معجون سازی و کتابخونه و گرینگوتز و کوچه دیاگون و هاگزمید هم داشت اون موقع. کاربرا هم سر امتیازای گروهشون رقابت میکردن. قشنگ یه هاگوارتز مجازی بود برای خودش. ولی بعد کلا سایتو عوض کردن اینجوری که الان هست شد :/
    منم گریفیندور شدم D: البته سوالاش جوری بود که میشد فهمید کجا میفتین. مثلا اگه تو جواباش بیشتر به اصالت بها میدادین تو اسلایترین قرارتون میداد. یا اگه هوش و درس براتون مهم بود ریونکلا میذاشت.
    میگن اخیرا آزمون سپر مدافع هم گذاشتن ولی من هنوز نرفتم ببینم پاترونوسم چیه. کاش ققنوس باشه :))
    طلایی نبود که. خاکستری مایل به سفید بود. نبود؟!
    ویژگی‌هاشون رو خوب گفتی. ولی غرور دوست‌داشتنی‌ای دارن. با کلاسن‌ کلا :)))
    پاسخ:
    طیف رنگیشون نزدیکه به هم خلاصه D:
    :)) 
    من یادم می‌آد ۴-۵ سال پیش رفته بودم کتاب‌خونه که چشمم به کتابای هری‌پاتر افتاد،می‌شناختم‌ش ولی خب تا حالا کتاب‌هاش رو نخونده بودم و فیلم‌هاشم ندیده بودم یکی از کتاب‌هارو برداشتم و‌ وقتی اومدم خونه دیدم جلد دوم یه مجموعه‌ش بوده که داستانش‌ کلا به هم مرتبط بود،بعدش دیگه فرصت نشد جلد اول‌شو بخرم تا یه جاهایی از کتابی که خریده بودم خوندم و متوجه هیچی نشدم بعدشم دیگه نخوندمش :))))
    بعد کنکور سر فرصت باید بخونم‌شون :))
    پاسخ:
    حتما بخونش :))
    من خودم اولین بار جلد دومشو خوندم D: کلا خیلی با ترتیب داغونی خوندمش :| اون موقع هیچ ایده ای نداشتم که هری چند جلده و ترتیبش چیه، هرجا یه کتاب هری پاتر میدیدم میخریدم :))  ولی بازم ازش لذت میبردم و با داستان همراهی میکردم :) 
    یکی از حسرتای زندگی من نخوندن هری پاتر :(
    ولی قصد دارم تابستون کامل بخونم و فیلماشو ببینم:)) 

    کلاس پنجم دبستان بودم یه دوست عشق هری پاتر داشتم که همش کتاب دستش بود حتی زنگ تفریحا و همیشه بهم میگفت بیا توهم بخون ولی من گوش نمیکردم :/ 
    پاسخ:
    حتما این کارو بکنید :)
    پیشنهاد میکنم بعد از خوندن هر جلد فیلمشو ببینید. اینطوری بیشتر کیف میده :-"
    من کلاس پنجم با یکی از دوستام مداد بر میداشتیم بجای چوبدستی، باهم دوئل میکردیم :))) البته اوشون فقط فیلماشو دیده بود، ولی خب بهتر از هیچیه :/
  • خورشید ‌‌‌
  • نه.. از دست داده‌مش.. 
    سپر مدافع من قاقمه. :)) 
    چوب‌دستیم هم٬ چوب درخت چنار و موی اسب تک شاخ. ^_^ 

    + فیلم‌هاش خوب نبود. فیلم‌هاش داستان رو حیف کرده به واقع. تک‌تک جزئیاتی که رولینگ با وسواس ساخته و توصیف کرده٬ قابل توجهند. که اگر این‌طور نبود٬ بعد بیست سال هنوز هم این همه طرفدار نداشت. ولی دنیای نامحدودی داره. هرچه‌قدر هم کندوکاو کنی٬ باز هم چیزهایی تازه‌ای برای کشف و تخیل هست. فانتزی‌های خوب همین طورند.
    پاسخ:
    اما عکساشو به هیچ عنوان از دست ندین :) یه نفر تو سایت ردیت همه عکساشو جمع کرده گذاشته تو گوگل درایوش. این لینکشه اگه خواستین:
    https://drive.google.com/folderview?id=0B0TGf4bxO8wBaUU3RTh5emE1YVE&usp=sharing
    تصاویر کل هفتا کتابه.

    قاقم :))) ولی اصلا بهش نمیاد بتونه جلوی دیوانه سازو بگیره D:
    من چوبدستیم یادم رفته مشخصاتش :| فقط یادمه پر ققنوس بود مغزش واسه همین خیلی خوشحال بودم :))

    +دقیقا :/ البته سه تا فیلم اولش نسبتا خوب بود. مخصوصا فیلم سومش که از همشون بهتر بود بنظرم. افتضاح ترینش فیلم پنجم بود! بلند ترین کتاب رو کردن دومین فیلم کوتاه مجموعه. :/ تنها کتاب فانتزی ای که من دیدم همه از فیلمش راضی باشن همون سه گانه ارباب حلقه ها بود که پیتر جکسون ساخته بود.
    همینطوره! یعنی حتی اگه خط داستانی اصلی کتابم نبود فقط روزمرگی های عادی دنیای جادویی بود توی کتاب بازم من میخوندمش :)

    فیلم جانوران شگفت انگیز البته  قشنگ بود. چون رولینگ خودش نوشته بود فیلمنامشو، مثل داستانای خودش کلی جزئیات و چیزای جادویی تازه داشت.

    پ.ن: سه گانه بارتیمیوس رو خوندین؟
    من فیلماشو دیدم. ولی گویا کتاباش دنیای دیگه ایه :)
    پاسخ:
    درسته :) فیلماش بیشتر به خط داستانی اصلی پرداختن. خیلی وارد حواشی و جزئیات جذاب کتاب نشدن.
  • خورشید ‌‌‌
  • چه‌قدر خوبند این‌ها. مرسی.

    حتی بهترینش، باز هم کتابش بهتره. کتاب ارباب حلقه‌ها رو نخوندم ولی فیلمش خوب بود. کلا فکر می‌کنم در فانتزی‌ها، کتاب‌ها بهترند، چون مخاطب رو در خیال کردن و ساختن اون دنیا شریک می‌کنند. 
    جانوران شگفت‌انگیز هم جالب بود. با دیدن هرکدوم از جانورا، ذوق می‌کردم  ا.. این شیمره مثلا.. 
    پاسخ:
    و اینکه خیال، قدرت بیشتری از نرم افزارای جلوه های ویژه داره! بعضی فیلما بخاطر محدودیت بصری از شکوه فانتزی داستان کم میکنن.
    من خیلی نیفلرز رو دوست داشتم :)) کاش قسمتای بعدیش بازم هیپوگریف داشته باشه!
  • هولدن کالفیلد
  • به عنوان یک کوبنده همیشگی فانتزی و تحقیر کننده این سبک نامیمون، نامبارک، خزعبل، چرند و جلف جا داره بگم وقتی از ارباب حلقه ها حرف میزنی دهنتو ببند :|
    ارباب حلقه ها برخلاف ۹۹.۹۹٪ کتابهای فانتزی قبل از فانتزی بودن یک اثر ادبی جدیه، بک ادبیات قوی فارغ از سبک و یکی از مهمترین آثار ادبی قرن بیستم هست! اتفاقی که عمرا گنده ترین فانتزیست های تاریخ حتی از پنج کیلومتریش هم رد نمیشن!!! مودب باش! :|
    میدونم متنت دلی بود ولی خب من باید رسالتمو به انجام میرسوندم :|
    پاسخ:
    کاملا معلومه روزی سه چهار ساعت میخوابیا D:
    من که همون اول گفتم کتابشو نخوندم هنوز! بعدشم من کلا در قید و بند شاهکار ها و ارزش ادبی کتابا نیستم، مثلا همین الانم میگم که داستان دو شهر دیکنز رو اصلا دوست نداشتم! :/
    و چیزی هم که گفتی درسته، ولی خدایی کی میاد ارباب حلقه ها رو  فقط بخاطر بک ادبیاتی قویش بخونه؟ :| بنظرم داستان و ژانرش تاثیر خیلی بیشتری از ادبیات قویش توی محبوبیتش دارن! 
    صحیح :))) من که میدونم پشت اون چهره پوکر فیست یه اموجی نیشخنده D:
  • هولدن کالفیلد
  • من به خاطر ادبیاتش خوندمش
    پاسخ:
    [از آن نگاه های سیامک انصاری طور]
    واقعا میخوای بگی داستانشو دوست نداشتی؟ :|
  • هولدن کالفیلد
  • عزیز جان من میگم در کل ادبیات فانتزی تنها اثر خوی تاریخ رو ارباب حلقه ها میدونم، من باهاش زندگی کردم!!! تو گفتی کی به خاطر پیشینه ادبی میخوندش، گفتم من اینکارو کردم، با توجه به اینکه اصلاً به ژانر فانتزی علاقه ندارم اینکه ارباب حلقه ها رو از اول به خاطر جذابیت داستانش بخونم یه کم دور از ذهن نیست؟
    پاسخ:
    فهمیدم حرفتو. منظورم این بود بود حالا که خوندیش(حالا به هر دلیلی)، نظرت درباره خود داستانش چیه :/
  • صـــا لــحـــه
  • من کتابای هری پاتر رو تا آزکابان خوندم فکر کنم...
    آدم تعجب میکنه که چطور یک زن تک و تنها تونسته این کتابا رو بنویسه! خیلی خفنیّت میخواد ها!!!
    پاسخ:
    ازونجا که دیگه ادامه ندادین حدس میزنم دوستش نداشتین D:

    تازه اونم توی فقر و وضعیت روحی بدی که موقع نوشتن کتاب اول داشته! البته شما که خودتون زن هستین نباید دست کم بگیرید زن ها رو :))
    بیشتر از همه آدم تعجب میکنه که چطور 12 تا از انتشارات های بزرگ انگلیس حاضر نشدن همچین کتابی رو چاپ کنن! خیلی حماقت میخواد :)))) 
    معتقد بودن که کسی حاضر نیست داستان های فانتزی که یک زن نوشته رو بخونه. حتی آخرشم که یه انتشارات کوچیک قبول کرد چاپ کنه کتاب رو، شرط گذاشتن که اسم کوچیکش رو به صورت مخفف روی جلد بنویسن (جی.کی.رولینگ) تا کسی نفهمه جنسیت نویسنده رو. و الان بیش از 450 میلیون نسخه فروخته و به بیش از 67 زبان ترجمه شده :-"
  • صـــا لــحـــه
  • بععععععله. صد در صد. اصن 9 تا از نویسنده های ده کتاب پر فروش اخیر دنیا، زن بوده اند.
    زن ها رو نباید دست کم گرفت! بعله.
    نه. ادامه ندادم چون کتاباش خیلی گرون بود و اونایی هم که خوندم امانتی بود.
    من کلا رمان ها رو فقط امانت میگیرم... خیلی کم رمان میخرم
    بعدم که بزرگ شدیم دیگه برای دنیای جادوگری جذاب نبود ولی برای کودکی کردن عالی بود...
    پاسخ:
    :))
    من کلا اعصابم از خوندن کتاب امانتی خورد میشه نمیدونم چرا :/ همینکه میدونم این کتاب مال من نیست، و باید بعد از خوندنش از این همه شخصیت و دنیای کتاب دل بکنم و برش گردونم به صاحبش کلا ناراحت میشم :/  برای همین ترجیح میدم حتی تا دو سه ماه! پولامو جمع کنم و کتابو بخرم  ولی کتاب واسه خود خودم باشه!
    الان یه کتابی دارم فقط جلد دومشه! D: جلد اولشو از دوستم گرفتم خوندم و اینقدر خوب بود که خودم رفتم زودتر جلد دومشو خریدم! الان بین من و دوستم یه ساله دعواست اون میگه من جلد دومو بفروشم بهش، من مقاومت میکنم میگم اون جلد اولو بفروشه بهم D: 
    هری پاتر عالی بود. دنیاش بی نظیر بود. هر وقت کتاب رو می بستم و به دنیای واقعی بر می گشتم ، افسوس میخوردم که چرا داستان واقعیت نداره
    پاسخ:
    از کجا میدونید واقعیت نداره؟ D: طبق داستان ما مشنگ (ماگل) محسوب میشیم. وزارت سحر و جادو وظیفشه که نذاره ما متوجه جادو بشیم :))))
  • جولیک ‌‌‌‌‌
  • یه توییت در زمینه سالن های عمومی بود، میگفت تو راونکلاو باید کلید ورود رو بسازی، تو گریفندور باید کلید رو حفظ کنی، تو اسلیترین باید حدس بزنی، تو هافلپاف در میزنی در باز میشه. :))

    کلا ویوا هافلپاف و رد شدم که همینو بگم :دی

    +آقا شما گروشام گرینچ رو هم خوندی؟
    پاسخ:
    خیلی خوب بود :))))
     کلا هافلپافیا خیلی مظلوم بودن همیشه بیچاره ها :/
    البته تا جایی که من یادمه اسلیترینم حفظی بودا :-"

    + نه راستش، چندبار تلاش ناکام کردم تو خوندنش باز رهاش کردم. بعدم اینکه میگن هری پاتر ازش تقلید کرده اینا هم باعث شده نسبت بهش موضع گیری ناخواسته داشته باشم :/ من کلا روی هری پاتر تعصب دارم :))))
  • جولیک ‌‌‌‌‌
  • منم یادمه که حفظی بود، ولی گویا بعدا رولینگ زده زیرش. :| نمیدونم. :|

    +من پیدا نکردم بخونم، خیلی علاقه دارم بخونم ببینم توش چه خبره. :دی
    پاسخ:
    بصورت فیزیکی منظورتونه؟ چون پی دی افش تو کل نت هست D:
    دو جلده کلا٬ لینک جلد اولش:
    http://s1.picofile.com/file/7823892468/grosham_grench_1.zip.html
  • جولیک ‌‌‌‌‌
  • آره دیگه، من بسیور قائل به پرداخت حق مترجم و ناشر و مولف می باشم چون. :دی
    ولی مرسی!
    پاسخ:
    آها، بسیار هم عالی! 
    + عذاب وجدان گرفتم :/
    تو که هری پاتر دوستی تابستون بیا عضو بخش ایفای نقش سایت «جادوگران» بشو اصن، ببین چه دنیاییه واسه خودش. :دی
    خودشم بیا گریفیندوری شو پیش خودمون باش. :)) (دور از چشم جولیک که هافلپافی متعصبه -_-) 
    پاسخ:
    حتما میام :))) یه سری میخواستم بیام دیدم کلی قانون و اینا داره کلا ترسیدم گرخیدم D:
    ولی تا اون موقع همه نقشای بدرد بخور گرفته میشه احتمالا :/
    من قبلا دمنتور بودم :( وقتی که کاربرا تو خود سایت پروفایل و پیج داشتن :( 
    + جولیکم تو ایفای نقشه؟ :))
    تا اون موقع؟!
    آقا این جادوگران قدیمی‌ترین و بزرگترین سایت هری پاتریه، از سال ۸۳ فعاله! من خودم ۹۲ عضوش شدم. جولیک از منم قدیمی‌تره حتی. :)) البته الان یکی دو ساله فعال نیست، ولی تعصب هافلپافیش پابرجاست تابستونا هم بعضی وقتا میاد به عنوان ارشد به هافلیا توی هاگوارتز یا تیم کوییدیچشون کمک می‌کنه. :دی

    نقش اصلی که... درسته بیای هری پاتر و رون و هرمیون رو نمی‌گیری، ولی خیلیا آزادن. لیست شخصیت‌ها داره خودت می‌تونی بیای ببینی. :)
    و اینکه اصن خیلیا دلشون می‌خواد کاراکترای ناشناس‌تر رو بردارن تا خودشون شخصیت‌پردازیش کنن و مطابق میل خودشون ایفای نقش کنن.
    خیلی خوبه خلاصه. حتما یادت باشه بیای. بیا گریفیندور خودشم. -_- [وی یک گریفی متعصب است]
    پاسخ:
    بلی بلی میدونم :) جلد چهار و شیش رو من اصلا با ترجمه های جادوگران خوندم اول! فک کردم ایفای نقشو تازه راه انداختن که الان فهمیدم قدمتی داره واسه خودش ماشالا :-"

    الان که فکر کردم دیدم راست میگین، کیف شخصیت پردازی از اول بیشتره! پس ایشالا مزاحم میشیم D: 
    هر چند تو آزمون پاترمور ریونکلاوی شدم ولی :/ 

    فقط شما وبلاگی چیزی ندارین احیانا که بعدا بهتون خبر بدم؟ 
    نه. وبلاگم رو خیلی وقته پاک کردم کلا! حالا تو فکرشم دوباره شروع کنما ولی خلاصه که الان وبلاگ ندارم. اما خب دیگه، تازه وبلاگت رو پیدا کرده‌م، بازم قراره بیام. :دی آشنا میشیم حالا! :))
    پاسخ:
    ایشالا :))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی