Daily Me

تراژدی در سه پرده

پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۳ ق.ظ
عکس‌نوشت: پایین صفحه!

پرده‌ی اول
تابستونِ دو سال پیش بود که برای اولین بار دیدمش. یک «آونگِ فوکو»ی 15 متری‌ که از سقفِ طبقه‌ی پنجم دانشکده‌ی فیزیکِ دانشگاه شریف تا همکف آویزون بود. اون موقع تکون نمیخورد، اما این چیزی از شکوهش کم نمیکرد؛ چون من میدونستم که کارش اثبات و اندازه‌گیری چرخشِ کره‌ی زمینه. همون لحظه به خودم قول دادم که اونجا قبول بشم و هر روز صبح که وارد دانشکده میشم بیام و به آونگ سلام کنم. 
اونجا قاب‌ عکسِ چهره‌های برجسته‌ی فیزیک رو توی راهروها دیدم، از پشتِ درهای بسته به آزمایشگاه‌های دانشکده سرک کشیدم، نگاهی به کلاس‌های خالی انداختم و فرمول‌های ناآشنایی که از تخته‌پاک‌کن جانِ سالم به در برده بودن و همچنان روی تخته‌ی گچی خودنمایی میکردن رو تماشا کردم. و همه‌ی اینا باعث شد که روی قولم مصمم تر بشم. (خصوصا تخته‌ی گچی! از وایت برد متنفرم!)
بجز دیدنِ دانشکده‌های دیگه، از «اِبنِس»، «الف‌صفر»، «جکوز»، «لوپِ متال» و «دلگشا» هم بازدید کردم. که این مواردِ آخر اصطلاحاتی هستن که فقط یک شریفی میتونه بهتون معنیش رو بگه!

اما اون بازدید فقط در حدِ یه خاطره میمونه؛ چون من خراب کردم و سرِ قولم نموندم. و شاید برای همین هم اون روز آونگ تکون نمیخورد. چون که میدونست من نمیتونم هر روز به دیدنش بیام و باهام قهر کرده بود!

پرده‌ی دوم
بیشترین و اعصاب‌خردکن‌ترین مکالمه‌ای که من این روز ها با بقیه دارم:

+ به سلامتی چه رشته‌ای میخوای بری؟
- فیزیک!
+ اوه. [لبخند روی لبش می‌خشکد] خب. . . یعنی. . . قراره بعدا چیکاره بشی؟
- پیاز چه گرون شده :|

و یه تشکرِ ویژه هم بکنم از برادرزاده‌جان که اخبارِ نتایج کنکور ما در سایه‌ی خبر تولدش گم و گور شد و از اون شدتِ اولیه‌ش کاسته شد. خیلی خوب موقعی اومدی عمو جان! دمت گرم! یه آیس پکِ شاتوتی طلبت :)) البته هروقت که دندون درآوردی تا بتونی اسمارتیز‌هاش رو بجَوی!

پرده‌ی سوم
عنوانِ اولین پستی که توی وبلاگم گذاشتم «Confused» بود. اگر اون موقع گیج بودم و آینده‌ برام تار و مبهم بود، الان حتی همون آینده‌ی مبهم رو هم نمیتونم ببینم! فقط توی ذهنم یک صفحه‌ی سفید میاد با ارور «404 page not found».
درحالی میخوام رشته‌ی فیزیک رو انتخاب کنم که حتی یک نفر هم از تصمیمم حمایت نمیکنه. حتی دبیرِ فیزیکم، آقای ق، که من خیلی خیلی دوستش دارم. و چیزی‌ که همه‌ی اینا رو بدتر میکنه اینه که تک تکِ حرفایی که میزنن درسته و حق دارن. مثلِ پسری شدم که چشمش رو روی تمامِ معایبِ دخترِ مورد علاقش بسته و میگه من دوستش دارم؛ الا و بلا همینو میخوام! که ای کاش فقط اینطوری بود، موضوع اینه که من حتی نمیدونم که آیا اصلا دختره هم منو دوست داره یا نه :|
خلاصه اینکه من دارم تمامِ زندگیم رو سرِ فیزیک قمار میکنم! قماری که احتمال باختنش خیلی بیشتر از بردنه. اما اگر هم ببازم، بعدا پشیمون نخواهم بود. چون حداقل این جرئت رو داشتم که دنبالِ علاقم برم، حداقل سعیم رو کردم.

پ.ن1: عنوانِ پست، نامِ کتابی از آگاتا کریستی! (Three Act Tragedy)

پ.ن2: نهایتِ تلاشم رو کردم که این پست صرفا بیانِ دغدغه‌هام باشه و یه موقع به چَسب‌ناله! تبدیل نشه. ایشالا که موفق بوده باشم :)

پ.ن3: با مقداری خوش‌شانسی میتونم دانشگاهِ اصفهان قبول بشم! از بین دانشگاه‌هایی که میتونم قبول بشم، تنها دانشگاهیه که واقعا توی فیزیک حرفی برای گفتن داره. ضمنِ اینکه آقای ق هم اونجا فیزیک خونده :) میشه برام دعا کنید؟ :)

پ.ن4: پستِ قبل واقعا قرار بود موقت باشه. اما بخاطر درخواستِ یک دوست گذاشتم بمونه :) و تازه! نمیتونستم اون همه کامنتِ دلگرم کننده رو پاک کنم :)

پ.ن5: منو ببخشید که چندوقته بهتون سر نمیزنم. به محضِ اینکه از این بحران خارج بشم جبران میکنم :)

پ.ن6: عنوانِ جانشین برای پست :«رولتِ روسی»!

عکس‌نوشت: عکس رو با یک فیلترِ کلوزآپ که با حقوقِ ناچیزِ خودم خریداری شده گرفتم. از اونجایی که من عاشقِ عکاسی ماکرو هستم و لنزهای ماکرو هم رسما اندازه‌ی نصف دوربینِ من قیمتشونه، فعلا چاره‌ای جز فیلتر کلوزآپ ندارم. ضمنِ اینکه نمیفهمم اصلا چرا بهش میگن فیلتر :| الان چیو فیلتر میکنه دقیقا؟ :|
  • چارلی ‌‌‌

نظرات  (۴۲)

چارلی جان.. 
وضعیت رشته های پایه برای حداقل شغل -دبیری- خیلی بهتر از وضعیت باقی رشته های ریاضی ه. شما نهایت اگه به کار دیگه ای مشغول نشدی میتونی روی دبیری حساب کنی. کاری که امثال من براشون خیلی سخته (مگه حق التدریس و خصوصی)

دانشگاه اصفهانم عالیه. بهت خوش میگذره :)
ایشالا پلی باشه که بتونی ارشد رو دانشگاه شریف بخونی :)
پاسخ:
راستش من اصلا نمیتونم معلم خوبی بشم :) و جدیدا هم قوانینِ خیلی سختگیرانه‌ای برای استخدامِ آموزش پرورش داره اجرا میشه که فکر نکنم از پسش بر بیام! و بجز اینا، فکر کنم تاحالا جایی نگفتم، من لکنت زبون دارم که خب یه سری محدودیت برام ایجاد میکنه :/

خیلی خیلی ممنونم :)) اگر بتونم اصفهان برم اصلا D:
  • بلوط خانوم
  • سلام
    وبلاگتون کلا خوب هست. ولی یکی از چیزایی که کنجکاو شدم اون رو دنبال کنم همین علاقتون به رشته فیزیک بود. 
     مخالفت ها لابد خاطر بازار کاره. حدود بیست و چند سال پیش، لیسانسه های فیزیک به راحتی در جاهایی مثل مخابرات و شرکت برق و غیره استخدام میشدن. ده دوازده سال قبل که من مدرکم رو گرفتم کار پیدا کردن سخت تر بود. 
     به جز تدریس که حتی میشه خوب هم پول درآورد. 
    گرچه یه مشکل فلسفی داره که من نتونستم حلش کنم: فیزیک بخونم و فیزیک درس بدم که شاگردم فیزیک بخونه و فیزیک درس بده و... :)
    یه خوبی فیزیک اینه که یه دیدگاه کنجکاوانه نسبت به ریشه یابی هر پدیده ای به آدم میده. شاید همینه که باعث شده بعضی از فیزیک خونده های مشهور بعدا از فلسفه سر دربیارن. :)
     پس کلا فیزیک یه کوچه بن بست نیست. و راه به جاهای دیگه زیاد هست. 
    و به نظر من اینکه کسی به رشته ای علاقه داشته باشه، یه دورخیز خوبه برای اینکه تو اون رشته موفق بشه. برای همین فکر میکنم راه برای شما بازه و خیلی خوبه اگه همتتون رو بذارید برای پایه های بالاتر. به معلمی قانع نشید مگر اینکه روزگار مجبورتون کنه. به  هسته ای و رآکتور  و... فکر کنید. (به رویاها دامن میزند! :) )
    یه نصیحت مادربزرگی هم بکنم: خیلی خوب درس بخونید. خیلی درس بخونید. بویژه ریاضی. تو سالها و مقاطع بالاتر بخصوص تو گرایشی مثل کوانتومی، و لابد بقیه گرایشها هم، یه جاهایی میرسه که مهارتهای محاسباتی ریاضی، بیشتر از توانایی درک مفاهیم فیزیکی به کارمیاد. پس به ریاضی خیلیییی اهمیت بدید. 
    اجازه ندید علاقه تون به موضوعات مختلف، تمرکزتون رو از روی فعالیت درسی اصلیتون برداره. چون که اگر واقعا رویایی در هر زمینه ای داشته باشید و بخواهید بهش برسید با متمرکز شدن رو موضوع اصلیه که بهش میرسید. رقابتها، بدخلقی ها، ناشایسته سالاری ها همه جا پیدا میشه، اما یه راه مطمئن برای پیروز شدن اینه که از نظر علمی اینقدر قوی باشید که بتونید از بالای این مشکلات بپرید. 
    در پایان این مقاله، امیدوارم فیزیک قبول بشید و از زیباییهاش لذت وافر ببرید. :) 
    پاسخ:
    سلام :)
    ئه شما هم مدرکِ فیزیک دارین؟
    دقیقا من هم همین مشکلِ فلسفی رو دارم! گرچه تدریس و معلمی خیلی ارزشمنده، ولی خب به نوعی میشه گفت درجا زدنه. من نمیخوام معلوماتم تو یه سطحِ خاص متوقف بشه. حالا هرچقدر هم که یک معلم مطالعه جانبی داشته باشه، همچنان خیلی فرق داره با کسی که تو یه محیطِ آکادمیک مشغول پژوهشه.

    بله من این رو واقعا دیدم :) که چطور کسانی که یه زمانی فیزیک خوندن و حتی ادامه هم ندادنش ذهنِ بازتر و منطقی‌تری دارن و توانایی حلِ مسئله‌ی خیلی بیشتری دارن!

    صنعتِ هسته‌ای رو که زحمت کشیدن با برجام ترکوندنش کلا :/ ولی خب ایشالا در آینده دوباره فعالیت بکنه :)

    خیلی خیلی ممنونم از نصیحتِ مادربزرگیتون :) کاملا درست میگین! میدونم که در آینده بعضی‌جاها رسما با ریاضیاتِ محض سر و کار دارم.

    مقاله‌ی خیلی خوبی بود :)) خیلی ممنونم :)
  • هولدن کالفیلد
  • گور پدر حمایت
    فیزیک بخون خودم هواتو دارم. اگه تهران قبول شدی بعد از اون کتکی که میزنمت رمان آونگ فوکو رو هم میدم بخونی، تمیزم نگه میداری!
    پاسخ:
    ایول پس شماره حساب رو بفرستم؟ یا با شماره‌ کارت راحت‌تری؟ :))
    آونگ فوکو توی کتابخونه‌ی منم هست و داره سلام میرسونه D: ولی هنوز نخوندمش. چون اصلا انتظار یه داستانِ تاریخی رو نداشتم :/ و حس میکنم به اطلاعات بیشتری درمورد فرقه‌های مختلف نیاز دارم تا بتونم کتابو بخونم. بنابراین فعلا گذاشتمش تو آب نمک. ولی خب عاشق‌ِ صفحه‌ی اولشم که آونگ رو توصیف میکنه :)
  • صـــا لــحـــه
  • قطعا با مشورت و آگاهی داری رشته‌ات رو انتخاب میکنی. پس اگر خیلی دوستش داری و حاضری براش هر رنج و سختی ای رو تحمل کنی، موفق میشی...
    ولی یادت باشه، وقتی همه با انتخابت مخالف هستند، یا به پیش‌بینی های ناامیدکننده اونا جامه عمل میپوشونی یا اینکه انقدر میدرخشی که همه تحسینت میکنند.
    توصیه اولم اینه (البته اگر توصیه بخوای :) ) علاوه بر اینکه باید محکم باشی، خیلی هم سعی نکن خودت رو به دیگران اثبات کنی... زمانِ زیادی میخواد که تلاشت به ثمر بنشینه
    و توصیه دومم اینه که سعی کن یه کارِ پاره وقت داشته باشی که خودت گلیم خودت رو از آب بیرون بکشی
    مثلا دکتر حسابی چنان که افتد و دانی غریق نجات میشه تا یه منبع درآمدی داشته باشه
    توصیه سومم اینه که انگیزه‌هات رو تغییر بده. سلام کردن به آونگِ دانشگاه شریف انگیزه خوبی نیست. من و دخترخاله‌ام یه بار که باهم رفته بودیم نمازجمعه دانشگاه تهران، از کنار دانشکده پزشکی رد شدیم. من دویدم و از پله ها بالا رفتم تا داخل رو ببینم، اما اون نیومد و گفت: من انقدر درس میخونم که وقتی قبول شدم از این پله ها بالا بیام. آخرش هم نه تهران قبول شد و نه پزشکی

    منم امیدوارم هرچی دوست داری قبول بشی ولی اینم بدون که گاهی صلاح آدم در یه چیز دیگه‌است. امیدوارم علاقه‌ی شخصیت و صلاحی که خداوند برات در نظر گرفته‌ات یکی باشند :)
    پاسخ:
    اینجا همیشه از توصیه‌ها استقبال میشه :)

    درمورد کار پاره‌وقت خوشبختانه گرافیک رو همیشه دارم :) و خب تقریبا مطئمنم حرفه‌ای هست که همیشه رونق داره و بهش نیاز دارن! هرچند باید خیلی بیشتر از این روی دانشم کار کنم!

    راستش آونگِ دانشکده یه جور سمبله برای علاقه به خودِ دانشگاه. وگرنه آونگ فوکو رو دانشگاهِ کاشان هم داره مثلا :) و خیالتون راحت باشه، انگیزه‌ی من خیلی عمیق‌تر از یه ریسمان و یه توپ هست :))

    خیلی ممنونم :)) راستش من از یکی نبودنِ این دو وحشت دارم :| امیدوارم که همینطور باشه :)
  • روُباست ‌‍
  • با خیال راحت فیزیک بخون، بعد اپلای کن برو تو یه دانشگاه خفن مهندسی فیزیک بخون ببین بازم ملت ازت میپرسن میخوای چیکاره شی!؟
    +یه جوری میپرسن میخوای چیکاره شی انگار ما کوریم و این دوستای مهندس برقمون رو نمی‌بینیم که یا بی‌کارن یا کارشون بسیااااااار نامرتبطه یا حتی تو فکر کنکور دوباره‌ن -_- اگه تهش قراره تو ایران غصهٔ کارو بخوری، پس چرا چهار سالتو حروم کنی تو رشته‌ای که دوستش نداری؟! خب آدم عاقل رشته‌ای که دوستش داره رو میخونه و خودش کار خودشو خلق می‌کنه یا میذاره از ایران می‌ره دیگه!

    پاسخ:
    البته بقیه هم از سرِ خیرخواهی میگن :)) ناراحت نیستم من از کسی :)
    و تشکر از این کامنتِ آتشین D:
    بقیه حق دارن تعجب کنن. الان دیگه کنکور و دانشگاه تبدیل شده به یک محل گذر که باید ما رو (مثلا) به زندگی و شغل و درآمد برسونه. - حالا درست که به همینا هم نمیرسونه خیلی‌ها رو :)) - رشته‌های پایه واقعا زیر توجه نمیرن و این به‌نظرم نشونه‌ی خوبی نیست. این یعنی کسی به علاقه‌ش توجه نمی‌کنه و همه دنبال یکسری تاپ‌های پول‌دار هستن. اونی که رتبه ۱۰ آورده میره فیزیک و زیست و شیمی محض و کاربردی؟ عمراً. - نمیشه گفت هیچ رتبه‌ی برتر و دو رقمی‌ای نیست که علاقه‌مند به هیچ رشته‌ی پایه‌ای نباشه. :دی -
    + خودم اگه بتونم راه درآمدم رو از تحصیلم جدا کنم، میرم یکی از شاخه‌های زیست‌شناسی :)) ولی وقتی نمیتونم، باید برم دندون و دارو و هوشبری و... . -_- 
    ++ امیدوارم خیلی خیلی موفق بشی :)
    پاسخ:
    از فانتزیای من این بود که مثلا تک رقمی بشم بعد برم فیزیک :)) اصلا یک دهن کجیِ خیلی بزرگ به هنجار‌های جامعه میشد :))
    درموردِ رشته‌های پایه هم من فکر میکنم بیشترش تقصیرِ دولت و کشوره کلا. خب وقتی هیچ (واقعا هیچ :| ) آینده‌ای برای رشته‌های علوم پایه تعریف نکردن، چطور میشه انتظار داشت که بقیه ریسک کنن و برن توی اون رشته‎‌ها؟ حالا من کله‌خرابم میزنم زیر همه‌چی D: ولی بقیه حق دارن که منطقی تصمیم بگیرن و روی آینده‌شون وسواس به خرج بدن خب.

    ++ خیلی ممنونم :))
  • خورشید ‌‌‌
  • من مهندسی معماری رو با این‌که والدینم شاغلند در این رشته و شغلم تضمین شده بود، رها کردم و اومدم ادبیات بخونم. من هم نگران بودم که بعد این چهارسال چی می‌شه؟ توی این شرایط می‌تونم زندگی بسازم؟ اما وقتی فکر می‌کنم به هرچیز دیگری جز این، می‌بینم که دلم نمی‌خواد زندگیم رو صرف چیز دیگری کنم.
    می‌ارزه چارلی. اگه عاشقش باشی می‌ارزه. کفش‌های آهنینت رو درنیار.
    پاسخ:
    همیشه حس میکردم که توی این قضیه یجور همزاد پنداری با من دارین. الان فهمیدم که چرا :))

    من درشون نمیارم، ولی میترسم یه روزی اونقدری برام سنگین بشن که نتونم دیگه حرکت کنم!
  • اسمارتیز :)
  • چقدر حالتون با فیزیک شبیه حال منه با روانشناسی :) چقدر تر همه میزنن تو ذوق آدم، اونقدری که دلسردت میکنن. 
    حالا همه شروع میکنن به دلسوزی که نههه حق تو بیشتر از این حرفاست و فلان و هیچکی نمیگه حق آدم از زندگیش مگه چیزی جز آرزوهاشه؟ 

    * امیدوارم سالهای بعد شما رو با عنوان فیزیکدان موفق ایرانی بشناسیم که کارای بزرگی برای علم فیزیک کرده :)))

    ** اما خدایی این فیزیک پدر منو درآورد سر کنکور، آخرشم ضربه خلاصی
    زد به رتبه‌م :/ 
    پاسخ:
    راستش خیلی دوست داشتم که بیام بگم بچسبین به دلبرتون و کاری به بقیه نداشته باشین! ولی خب از اونجا که شرایطِ مشابهی دارم، میدونم همچین چیزی عملا ممکن نیست و ما در هرصورت به بقیه کار داریم :)) و بجز اینا من نمیتونم همچین چیزی بهتون بگم، چون که من فقط حرف میزنم و این شما هستین که با نتایجِ تصمیمتون مواجه میشین؛ پس باید خودتون تصمیم بگیرین :)

    * خیلی ممنونم :))

    ** پدرِ منو هم دراورد حتی :/ منم چندان خوب نیستم توی فیزیک :/
    برو تو کار خرید جهیزیه پس=)))) رو تختی ت رو هم واس من جا بذار میام برمیدارم حیفه ببریش خوابگاه خراب شهD:
    پاسخ:
    جهیزیه‌ی من کلا یه کتری برقی هست با یه ماگ که بتونم چایی بخورم :)) بقیه‌ش دیگه مهم نیست D:

    روتختی رو هم به نفعِ دانشکده‌ی فیزیکم به حراج میذارم D:
  • بنیامین بیضایی
  • اگه کامپیوتر نیارم (کنکوری 98) خیلی دوست دارم برم ریاضی محض! فیزیکم جزو خوب ها در ذهن منه امیدوارم موفق باشی 
    پاسخ:
    من تمامِ امسال داشتم مخِ یکی از دوستان رو میزدم که بره رشته‌ی ریاضی :)) اصلا یه درکِ ریاضی عجیبی داشت!

    تشکر! امیدوارم شما هم خیلی موفق باشین :))
    واکنشِ مسسخره:
    یه قسمتی از دورهمی بود، که مهران مدیری از سیامک انصاری پرسید رشته‌ای که تو توی دانشگاه خوندی چی بوده؟ اونم گفت نمی‌دونم چی‌چیِ صنعتی. مهران مدیری پرسید بعد در نهایت چی‌کاره می‌شی؟ انصاری جواب داد: «نمی‌دونم چی‌چیِ صنعتی رو به کسایی که میان دانشگاه بخوننش تدریس می‌کنم.»
    دیگه در نهایت همین که از دستمون برمیاد.

    واکنشِ کمی جدی: 
    چنددرصد از کسایی که الان دارن توی دانشگاه تحصیل می‌کنن، در نهایت به کار مرتبط با رشته‌شون می‌پردازن؟ 
    ما واقعاً هیچ تضمینی به اینکه از اینی که می‌خونیم قراره به چه شغلی برسیم نداریم! توی هیچ رشته‌ای. حداقل نباید به خودمون این فرصت رو بدیم که از اون چهارسال لذت ببریم؟ نباید به رویامون برسیم؟ 
    می‌تونی تا ابد با حسرتش زندگی کنی؟ می‌تونی بری یه رشته‌ی دیگه رو بخونی و هرروز صبح با خودت بگی اگه من فیزیک خونده بودم الان خوشبخت‌تر بودم؟ 
    دانشگاه هیچ کوفتی برای آدم نداره؛ اما قراره بخش مهمی از روز و هفته و ماه و سالت رو توش بگذرونی و تو هواش نفس بکشی. هوایی که متناسب با دستگاه تنفیست نباشه، مسمومت می‌کنه. مطمئن باش. 
    پاسخ:
    راستش اگه نمی‌نوشتین «واکنش مسخره»، خودش میتونست یه پا واکنش جدی باشه :)) و خب بیشتر رشته‌ها همینطوریه رسما :/ علومِ پایه بیشتر حتی! ولی امیدوارم من توی این دورِ باطل نیفتم.

    دقیقا این چیزی بود که من ازش وحشت داشتم همیشه! اینکه برم یه رشته‌ی دیگه و هر روز که چشمم میفته به ساختمون دانشکده فیزیک و افرادی که دارن ازش خارج میشن، یه آهِ جانسوز بکشم! و تو اون شرایط اصلا این حقیقت که «من میتونم بیشتر از اینا پول در بیارم» به آدم برای تسلی کمک نمیکنه. بنابراین تصمیم گرفتم که یکی از همون آدمایی باشم که از ساختمون دانشکده بیرون میان، و بجاش یکی دیگه با دیدنِ من آه بکشه D:

    امیدوارم که هوای مناسب رو انتخاب کرده باشم :)
  • کلمنتاین ‌‌
  • حتما براتون دعا میکنم. امیدوارم نتیجه شگفت زده تون کنه. البته از شدت خوب بودن ;)
    پاسخ:
    خیلی ممنونم :)) اگر تیکه‌ی دوم رو نمیگفتین من اصلا حواسم نبود که اتفاقِ بد هم میتونه شگفت‌زده بکنه D:
  • -دایناسو ر-
  • من مطمئنم که تو توی این رشته فوق العاده ای و موفق میشی :) 
    هر کس باید راه خودشو بره
    و راه تو مگه چیزی غیر از اینه؟
    پاسخ:
    خیلی خیلی ممنونم :)

    امیدوارم که بجز این نباشه راهم :))
  • آنیا بلایت
  • به عنوان کسی که همه از دستش عصبانی‌ان که چرا رشته‌هایی که اونا میگن رو انتخاب نمیکنه، ازت حمایت میکنم:)) همه‌ش یه بار قراره به دنیا بیایم و همه‌ش یک بار قراره جوون باشیم! به نظر من فقط در صورتی خوندن رشته‌ای که دوسش نداریم کار درستی بود که بعدا با کارکردن و پول درآوردن می‌تونستیم برگردیم به این سن و سال و به علایقمون برسیم :')
    دوست ندارم بعدا یکی باشم که توی دهه‌ی سی زندگیش حسرت اطلاعاتی رو میخوره که ذهنش تشنه‌ی فهمیدنشون بود ولی فقط به خاطر پول و موفقیت شغلی رفت سراغ یه سری اطلاعات کسل کننده برای ناپلئونی پاس کردن یه سری درس‌های دوست نداشتنی!
    عقیده‌ی قلبی من اینه که اگه آدم یه رشته‌ای رو دوست داشته باشه حتما خلاقیت پیدا میکنه توی اون رشته و به کمک علاقه و خلاقیت می‌تونه کارای شگفت انگیزی انجام بده:)
    به نظرم حتما برو دنبال علایقت ^-^🌸🌸🌸
    پاسخ:
    من هم متقابلا از شما حمایت میکنم D:

    دقیقا موافقم! حسرتِ آرزو‌ها خیلی خیلی بدتر از بی‎‌پولی هست! ما آرزو‌هامون رو به پول نمیفروشیم :)

    خیلی ممنونم! شما هم توی علاقه‌تون موفق باشین خیلی :))
  • Leyli 🦋🍀❄️
  • چارلی عزیز :)
    من دانشجوی سال سوم فیزیک دانشگاه تهرانم. منم مثل تو همین‌قدر مصمم و البته هیجان‌زده بودم :)) پشیمون نیستم ابدا و همچنان فیزیک رو دوست دارم ولی چیزهایی درمورد فیزیک هست که باید بدونی...
       بیشتر دانشجوهای فیزیک مثل من و یا مثل تو دانش‌آموزهایی بودن که باانگیزه و کلی شوق اومدن دانشگاه تا فیزیک بخونن، ولی داستان همیشه از این قرار باقی نمی‌مونه. معمولا وسطای دوران تحصیل یه عده‌ایشون تغییر رشته میدن و میرن و خب تعداد کثیرتری تصمیم می‌گیرن که ارشدشون رو رشته دیگه‌ای بخونن. غالبا استدلالی که ازشون می‌شنوی اینه که فیزیک رشته سختیه و دستاوردهاش در مقایسه سختی‌ای که متحمل می‌شن برابری نمی‌کنه.
       فیزیک رشته عمرداریه. این‌جوریه که سواد فیزیکی شما بیشتر از چند سال به کار شما نمیاد. تو ایران که بماند درموردش صحبت نمی‌کنم ولی برای خارج از کشور و اپلای کردن باید بدونی که نمی‌تونی کرسی تدریس بگیری و برای درس خوندن و مطالعه بیشتر از ۱۰-۱۵ سال فیزیک به کارت نخواهد اومد و باید دنبال شغل تو ایران باشی.
       فیزیک جدای از سخت بودن می‌تونه رشته کسالت‌باری باشه. هیچ شکوهی تو محاسبه‌های طولانی پر از نمادهایی که نمی‌شناسی و البته قرارنیست یادت بمونه نیست. شاید دیدنشون رو تخته‌های گچی کلاس‌های گردگرفته جذاب باشه ولی واقعیت اینه که هم سخته هم خسته‌کننده. فیزیک می‌تونه ساعت‌ها از روزتُ ازت بگیره بدون این که نتیجه مشخصی دربر داشته‌باشه.
       نهایتا باید بگم که با تمام این تفاسیر من هنوز فیزیک رو دوست دارم و البته قصد دارم که ادامه‌ش بدم ولی دوست داشتم بدونی که فیزیک با چیزی که تو دبیرستان ازش دیدی خیلی فرق داره و می‌تونه خیلی سخت‌تر باشه...
       هر تصمیمی که بگیری مسلما درست‌ترین تصمیمیه که گرفتی و امیدوارم بهترین‌ها واست اتفاق بیوفته :)
    پاسخ:
    اول که بذارید ازتون تشکر کنم که همچین تجربیاتِ بسیار ارزشمندی رو با من به اشتراک گذاشتین :))

    من میدونم که فیزیک یک روی دیگه هم داره :) که میتونه بعضی اوقات تبدیل بشه به ریاضیات محض! یا محاسباتی که به هیچ وجه شهودِ فیزیکی ندارن و به شدت کسل کننده و طاقت فرسا هستن. یا اینکه برای شغل با چالشِ جدی‌ای مواجه میشم. برای همینم گفتم که دارم قمار میکنم :))

    + من نمیدونستم شما دانشجوی فیزیک هستین! بسی خوشحال و هیجان‌زده شدم D:

    + امیدوارم شما هم توی ادامه مسیرِ فیزیک خیلی موفق باشین :))
    مهم اینه خودت خوشحال باشی از انتخابت:)))
    پاسخ:
    من که خوشحالم :)) ولی در هر صورت غیرممکنه که به نظر بقیه اهمیت نداد :)
    چارلی میکشمت تهران قبول نشی بری اصفهان :|
    مگه اینکه یه قالب دیگه به سلیقه خودت بسازی :دی
    ولی بی شوخی امیدوارم نتیجه هر چی شد خیر باشه برات 
    بعدم من به عنوان خواهر شوهر :)) از دختره پرسیدم گفت اصلا جرئتشو ندارم دوستش نداشته باشم :دی 
    پاسخ:
    الان یعنی اینطوری برداشت کنم که قالبِ الانتون رو دوست ندارین؟ :-"

    من همیشه دلم یه خواهرِ بزرگتر میخواست! تا امروز نمیدونستم که یکی دارم :)) 
    + حالا خودتون دختره رو پسندیدین؟ D:
    چارلی این‌قدر این علاقه به فیزیک‌ت رو درک می‌کنم که یک لحظه داشتم فکر می‌کردم کاش من‌م اون‌قدر جرئت‌ش رو داشتم که آدم ریسک پذیری باشم و فیزیک رو انتخاب کنم :)) امیدوارم طبق حرف خودت با خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن اصفهان رو بیاری و موفق باشی ^___^ 

    پاسخ:
    تو هم به فیزیک علاقه داری؟ :))

    خیلی ممنونم :)) برات یه بسته گز میفرستم D:
    این فیزیک چیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست؟! :|

    یک عالمه آرزوهای خوب واسه شما :)
    + یادم نرفته فقط سرم شلوغه -_-
    پاسخ:
    این چه شمعی‌ است که عالم همه پروانه‌ی اوست؟ :)

    یک عالمه تشکر از شما :))

    + اینطوری فکر کنم من زودتر عکسِ جزوه‌ی دانشگاهم رو براتون بفرستم D:
    نه اون شوخی بود
    البته یکم با حال دلم نمیخونه 
    :))
    از نظر من دختره بچه خوبیه فقط یکم عصبیه طفلک اونم یکی بهش عشق بورزه خوب میشه
    ولی بی شوخی درسته شاید بازار کارش خوب نباشه اما اگه ازش لذت میبری برو سراغ همین هر چقدرم سخت باشه علاقه ات جلوی دلزده شدنت رو میگیره
    پاسخ:
    اگه منظورتون اینه که زیادی برای حالِ دلتون شاده، این رو به هیچ‌وجه مشکل حساب نمیکنم من :)) 
    ولی خب با اینحال هروقت که اراده کنید من درخدمتم واسه قالب :)

    چشم، قول میدم خوشبختش کنم D:
    :)) ای بابا
    اون خط‌ اضافه هاشم حتی با آپدیت مرورگزم نرفت :((
    ولی خب مشکل همونه که شاده و من واقعا شاد نیستم
    احسنت :)) منتظر بچه‌هاتونمااا :)) فیزیکچه‌های چارلی :دی
    آیندگان جای قوانین این سیب تو مغز خورده‌ی بلا گرفته و اون مو وز کرده توهمی :)) فیزیکچه‌های چارلی رو یاد بگیرن :دی ناامیدم نکنیاااا
    پاسخ:
    من راهی به ذهنم نمیرسه دیگه راستش :/ مگر اینکه گوشیتون رو عوض کنید D:

    من واقعا امیدوارم که یه روزی باشید :) و این قالبِ شاد هم یه جور آرزویِ شادی از طرفِ من حساب کنید :))

    من که از خدامه :) ولی خب شاید اون دلش بچه نخواد D: 

    اون مو وز کرده‌ی توهمی خودش معشوقِ یه جماعتیه :)) و میتونم بگم که حتی اگر اونقدرم خفن بشم، بازم فیزیکِ دبیرستان تغییر نمیکنه :)) اون سیب همچنان سمبلِ فیزیک میمونه :-"


    خطاب به حوا و چارلی!
    الکی منو  قاطی پروانه های این آتیش پاره ی خانمان سوزتون نکنیدااا
    پاسخ:
    تو خودتم عاشقِ فیزیکی ولی الان جوانی، خامی خودت متوجه نیستی :/
    تو گوشیم سالمه تو کامپیوتر خط داره :))
    ممنونم :)
    مگه دست خودشه بچه نخواد؟ ://// درسته عمه شدن چیز بدیه :)) ولی خب حق نداره مخالفت کنه ایششش :دی
    عشق خودمم هست اون :)) و اون سیبم کاش نارگیل بود :)))
    و اینکه مطمئن باش یه روزی میری جزو یک قسمتی از درسا دبیرستان شاید نه ولی دانشگاه میری بعد همه میگن چه مخی بوده :دی محالفتم نداریم :|
    پاسخ:
    خب پس ویندوزتون رو عوض کنید D:

    از همین الان دارین خواهرشوهر بازی در میارین؟ :-"

    نارگیل سبکه ها، با آناناس موافق نیستین؟ :))

    پس فقط تشکر میکنم :) چون جرئتِ مخالفت ندارم D:
    😂😂😂
    بله بله 😜😅
    گزینه اولم که ریزش کوه بود یا بهمن🤣
    احسنت
    پاسخ:
    :)))
    بچه که بودم، وقتی سرما می‌خوردم و باید شربت سرما‌خوردگی می‌خوردم، عذا می‌گرفتم! مامانم می‌گفت بینی‌ـتو محکم بگیر تا بوشو حس نکنی. همین کارو می‌کردم. الان دقیقا همچین حسی دارم. دماغمو می‌گیرم تا بوی فیزیک بم نرسه، از اونور به سختی دعاتون می‌کنم. :|
    پاسخ:
    از سویی خیلی تشکر بابتِ دعا :))
    از سوی دیگر، من هنوز دانشجوی فیزیک نشدم، وگرنه حکمِ تکفیرِ شما رو صادر میکردم :)))
    چه جالب که دارم این همه علاقه به فیزیک رو توی یه پست با کامنت‌هاش می‌بینم! :) واسه کارشناسی توی انتخاب رشته فقط چهارتا مهندسی زدم و فیزیک. و اینکه فیزیک‌ دانشگاه‌های تهران رو حتی از منهدسی‌های بقیه‌ی شهرها بالاتر زدم و هربار هرکسی انتخاب رشته‌م رو می‌دید کلی تعجب می‌کرد! که آخه چرا؟ و من فقط می‌تونستم بگم دوست دارم.
    البته آخرش هم مهندسی قبول شدم! و البته آخرترش هم واسه ارشد، مهندسی رو ول کردم اومدم روانشناسی. 
    امیدوارم فیزیک قبول بشی و خوب پیش بری.
    پاسخ:
    همین چند دقیقه پیش انتخاب رشته کردم :)) و لیستِ من هم همینقدر عجیب و هنجارشکنانه بود D: حالا بعدا تعریف میکنم :)

    خیلی ممنونم :)) ایشالا شما هم توی رشتتون موفق باشین!
    به عنوان یک کنکور داده،یک عالمه دانشجو دیده، یک عالمه با دانش‌آموز فک زده بهت میگم برو دنبال علاقت همینو بس.
    واقعیت اینه که رشته‌های ریاضی از نظر آینده‌ی شغلی همشون به یک اندازه در لجن غرق هستن پس بهتره بری دنبال علاقت.
    علاقه داشته باشی راه همه چیشو پیدا میکنی.
    هم اتاقی بنده داره مهندسی کامپیوتر میخونه تو امیرکبیر خب خیلیا میگن چقدر خوبه و فیلان اما این آدم نمیخواد رشتشو! و معدلش داغونه و درسای تخصصیش فاجعه. اما یه هم اتاقی دیگه دارم که فیزیک میخونه ولی عاشقه فیزیکه و رسما از هممون که مهندسی میخونیم ۶ هیچ جلوعه!چون واقعا عاشقانه فیزیک رو میپرسته!
    برو دنبال علاقت‌
    بقیه هم کم کم کنار میان باهات:)))
    ببخشید نصیحت طور شد
    یک توصیه‌ی انتخاب رشته ای: دست بالا انتخاب رشته کن امسال .یکم پیجیده شده امسال و چون ۱۵۰ تا انتخاب داری توصیه میکنم قشنگ‌دست بالا بگیر:)
    پاسخ:
    میگن هم اتاقیِ فیزیکی گلی از گل‌های بهشته D:
    خیلی ممنونم :)) حتما همین کار رو میکنم :)
    + اصلا هم نصیحت‌طور نشد.  توصیه‌طور بود بیشتر D:
    من هم قشنگ دستِ بالا گرفتم! از فیزیکِ شریف شروع کردم اومدم پایین :-"
  • دُختَرِ هَیولا
  • سلاام.:)
    اول اینکه، قدم نورسیده مبارک! ایشالا که به سلامتى:>
    دوم اینکه، من خب تا حالا کنکور نداده م و به عنوان کسى که یه سال ازت کوچیکتره تجربه م اندکه در این زمینه ها!
    ولى قد معلماى کل دوران المپیاد، آدم دیده م که تو شریف برق و فیزیک میخونن. و شاید حرفم کلیشه باشه ولى مى خوام بهت بگم خیلیاشون واقعاً چیزى بیشتر از یه جور ماشین حساب پیشرفته که فیزیک رو تحلیل میکنن نیستن!
    مى دونم که خیلى آرزوت بوده که شریفى بشى و اینا
    ولى مى خوام بهت بگم که تا اینجا رو فراموش کن. همه ى کم کاریاتو. همه ى احساس بدایى که باعثشون خودت بودى رو. سرزنش کردناى خودتو. فقط ازشون درس بگیر و بریزشون دور. از این لحظه یه آدمى شو که گذشته شو و حسرتاشو پشت سر گذاشته. برو دانشگاه؛ تا میتووونى درس بخون و موفق شو. شریف تنها راه موفقیت نیست! فقط یکى از راههاى لاکچرى (!) شه. من به این موضوع اعتقاد دارم که اگه رو چیزى که مى خواى، حجم زیادى پافشارى کنى، بلاخره یه راهى به رسیدن به اونجا پیدا مى شه. خدا رو چه دیدى، شاید براى لیسانس قبول شدى:)
    اینکه میگى اقتصادى نیست و فلان هم حقیقتاًراجع بهش ایده ندارم! چون مشکل اطرافیان (و تا حدى، خودِ) منم هست و حالا فعلاً دارم صداشو در نمیارم تا ببینیم تا سال دیگه چى میشه.

    امیدوارم که از این برهه مزخرف اعلام نتایج خارج بشى. منم تازه تجربه ش کرده م؛ میدونم چه چیز مزخرفیه- "جدا شدنِ راهها".
    پاسخ:
    سلام :)
    خیلی ممنونم :)
    راستش از اون لحظه‌ای که نتیجه‌ رو دیدم شک نداشتم که میخوام دوباره کنکور بدم. اما بعد فکر کردم که واقعا میخوام یک سالِ دیگه هم درسای موردِ علاقم رو با شیوه‌ای که دوست ندارم بخونم؟ و تازه اگر سالِ بعد بدتر شد چی؟ این بود که تصمیم گرفتم یه دانشگاه سطحِ پایین‌تر از ایده‌آلم برم، ولی بجاش کیلومتر شمارِ خودم رو صفر کنم و بدونِ فکر کردن به افتضاحاتی که قبلا بار آوردم دوباره تلاش کنم :) به عبارتی همین چیزی که شما گفتین :)

    دقیقا همینقدر بده. اینکه تمامِ دوستات توی سطحِ کشور پخش بشن و دیگه دیر به دیر بتونی ببینیشون! ولی خب امیدوارم این برای شما شدتش کمتر باشه :))
    غیرت برای فیزیک؟! :| تُف :| 
    پاسخ:
    بلی :| تُف :| 

    :))
    وقتی داشتم میخوندم هی با خودم میگفتم عحححح آنه بالاخره یکی پیدا شد که فیزیک رو اینجوری دوست داشته باشه و بخواد فیزیک بخونه ^_^ 
    منم مثل تو هیشکی در این‌باره حمایتم نمیکنه! حتی "م" که خودش فیزیک هسته‌ای خونده و الانم کار میکنه و وضعش خوبه! چون میگه من دخترم و کلا کاری برام نیست -_- البته راستم میگه بدبختانه :|
    البته من هنوزم موندم که چی میخوام واقعا :/ ولی میدونم رشته‌ای میخوام که فیزیک توش بولد باشه! به دکتری پیوسته فیزیک هم فکر کردم ولی یه‌سریا میگن سخته و فلان و اینکه فقط زنجان داره! به این رشته فکر کرده بودی که بری؟؟ 
    پاسخ:
    ای وایِ من :|| من میدونستم «مرکزِ تحصیلاتِ تکمیلیِ علوم‌ِ پایه‌ی زنجان» دکترای پیوسته داره، ولی با توجه به اسمش من فکر میکردم از ارشد دکترای پیوسته داره. یعنی مثلا پایان‌نامه‌ی ارشد نداره :/ الان که شما گفتین تازه شک کردم و رفتم توی دفترچه‌ی انتخاب رشته دیدمش! اینطوری باید تا فردا اولویت‌هام رو عوض کنم :)) خیلی خیلی ممنونم من D:

    منم خیلی قبل‌تر که وبلاگِ شما رو دیده بودم همینقدر خوشحال بودم :))
    راستش من خیلی تو بطنِ ماجرا نیستم، ولی فکر میکنم حداقل برای موقعیت‌های رشته‌های علوم پایه اصلا جنسیت مطرح نباشه :/ ولی کلا چیزی که مشخصه اینه که یه ریسکِ خیلی بزرگه علوم خوندن. باید ریسکش رو بپذیریم اگر میخوایم :))
    منم که قبلا حرفامو زدم (؛
    البته اونموقع نمی‌دونستم انقد مصممی (:
    عمیقا دعا می‌کنم موفق بشی ☺
    پاسخ:
    خیلی ممنونم :) هم برای حرفاتون، هم برای دعاتون :))
    خب فکر کنم میدونی که من حدود ۶ماه رو زبان فرانسه خوندم توی یکی از دانشگاه های خیلی خوب و عالی ولی خب من علاقه م تو شاخه های زیست بود از اولش و یادمه تمام روزهایی که زبان میخوندم با وجود اینکه علاقه هم داشتم و میدونستم بالاخره زبان یاد گرفتن یه جا به کارم میاد و ضرر نمیکنم و دانشگاه هم انقدر خوب بود کلی دوستای خوب و ۰۰۰ ولی تهش وقتی بچه هایی که رشته هایی که من دوس داشتم رو میخوندن میدیدم هی ته دلم به خودم میگفتم ببین تو جات اونجاست ، اینجا جای توی نیست ۰۰۰۰
    ماها نمیتونیم در مقابل علاقه ای که توی وجودمون هست مقاومت کنیم و من فکر میکنم اگر گرایش و علاقه ای توی آدم وجود داره قطعا خدا دلیلی واسش داشته۰۰۰
    دانشگاه الانم به خوبی اون دانشگاهی که زبان میخوندم نیست ولی با وجود مخالفت هایی که همه ، تاکید میکنم همهه باهام داشتن ولی الان از ته قلبم خوشحالم بعد دوسال که دارم مسیری رو میرم که علاقمه و هرچند نمیدونم آینده چی میشه ولی خب فکر کنم الان حالم خیلی بهتره از روزایی که حسرت تو دلم بود۰۰۰
    پاسخ:
    بله تو یکی از پست ها گفته بودین اینو :)

    خداروشکر که الان حالتون بهتره :) امیدوارم من هم دو سال دیگه مثل شما همچنان خوشحال باشم :))
    من فکر میکنم که حتی اگر هم در آینده موفق نشم، حداقل حسرت نمیخورم. چون دنبال علاقم رفتم :)
    نه متاسفانه این هم اتاقی فیزیکیم نه تنها گلی از گلهای بهشت نبود که نگم برات چه فاجعه ای بود:|
    پاسخ:
    نه این حقیقت نداره. من باور نمیکنم D:
    واااااااییی واقعا نمیدونستی؟؟ رشته باحالیه ^_^ یه‌سره دکترا میگیری ^__^ خیلی خیلی خواهش میکنم ^_^ خوب شد گفتم :دی 
    مشخص بود خیلی ذوق کردم؟ D: 
    این "م" فیزیک هسته‌ای خونده و منم این رشته رو دوست دارم! برای فیزیک هسته‌ای میگفت کار نیست! 
    پاسخ:
    یکمم ترسناکه آخه. چون اگه نتونین دکترا بگیرین، دیگه هیچی ندارین :/ حتی لیسانس فیزیک! مثل یه بازی کامپیوتری که سیو نمیشه، باید یه ضرب بازی رو تموم کنین D:  
    دوباره تشکر که گفتین :))  
    نه اصلا مشخص نبود :-" D:  
    خب پس ایشون حتما بهتر میدونن :) ولی امیدوارم که به هدفتون برسین :))  
    آره و اینکه واقعا باید دیوونه فیزیک باشی که خسته نشی! 
    دوباره خواهش ^_^
    خب خداروشکر مشخص نبود D: 
    ممنون ^_^ ایشالا شما هم همونی که میخوای قبول بشی ^___^
    پاسخ:
    من که خسته نمیشم، فقط میترسم از پس ریاضیاتش بر نیام :/
    خیلی تشکر :))
    آقا من اولین باره میام اینجا. از پست جولیک و کامنتی که در راستای جولاگ گذاشته بودین. خب؟
    اومدم ثبت کنم که اولین پست و اولین کلمه‌ای که از این وبلاگ خوندم «ابنس» هست و تا دیدمش عین برق از جام پریدم و ذوق کردم الکی. گفتم ذوقمو به اشتراک بذارم و دربارهٔ من هم که نداره وبلاگتون.
    پاسخ:
    اولا که خیلی خوش اومدین :)) 
    ولی متاسفانه باید به اطلاعتون برسونم که این اولین باری نیست که اینجا اومدین D:  اینجا برام کامنت گذاشتین قبلا :
    http://dailyme.blog.ir/post/25
    ولی خب همچنان ممکنه اولی پستی باشه که خوندین :))

    تشکر از به اشتراک گذاری ذوقتون :) درباره من رو به زودی مینویسم. ولی قبلا درباره "شما" رو خونده بودم و میدونستم که شریفی هستین. یا به عبارتی بودین :))

    + حالا چه اصراری داشتین که بگین از کجا به وبلاگ من ارجاع داده شدین؟ :-"
    عه راست می‌گین. قبلا یه بارم کامنت گذاشته بودم. البته اون موقع که اون کامنتو گذاشتم، به‌نوعی در راستای کامنت شما برای پست هولدن بود و نخواستم توی وب هولدن بذارم و اومدم مستقیم به خودتون گفتم و پستتونو نخوندم و رفتم.

    چرا گفتم از کجا اومدم؟ چون خودم خیلی دوست دارم بدونم ملت از کجا به وبلاگم می‌رسن و چجوری پیدام می‌کنن. و کلی خوشحال میشم وقتی یکی تو اولین کامنتش به این نکته اشاره می‌کنه. و یادم می‌مونه. مثلاً یه دوستی دارم تو گوگل دنبال تمرین درس اس‌دی بوده و می‌رسه به وبلاگ من و خاطراتم از کلاس اس‌دی. بعد می‌فهمیم هم‌کلاسی هستیم. یا یه دوست دیگه اسم یه استادیو جست‌وجو می‌کرده و می‌رسه به پست خاطرهٔ من از کلاس الک‌آنالوگ و میگه عه! این همون کلاسیه که منم هستم و می‌فهمیم هم‌کلاسی هستیم.

    دربارهٔ من چیز خوبیه کلاً :)
    پاسخ:
    بلی منم یادمه :)) برای همینم گفتم که همچنان میتونه اولین پستی باشه که خوندین :-"
    من وبلاگ شما رو خیلی وقته که میشناسم، برای همینم متاسفانه یادم رفته که اولین بار چجوری باهاش آشنا شدم. از این بابت شرمندم :)) و چندبار تا مرز کامنت دادن هم پیش رفتم ولی روم نشد :/ همینقدر مضحک :/ 

    عه! چقدر حیف!!! من با کامنتا جون می‌گیرم. دیدین تو این گیم‌ها آدم سکه و قارچ و از این چیزا می‌خوره جون می‌گیره میره مرحلهٔ بعد؟ منم اینجوری‌ام. با کامنتا جون می‌گیرم :)))
    کاش می‌ذاشتین یه کم زودتر آشنا می‌شدیم. من خیلی مهربون و مشتری‌مدارم و ترسناک نیستم اصن :)
    یادم باشه صبح آدرس اینجا رو اضافه کنم به اینوریدرم
    پاسخ:
    در مهربونی شما که شکی نیست :)) من یکم خجالتیم D:
    حالا هنوزم دیر نشده! جبران میکنم :))
    سوت زنان صحنه را ترک میکند ... =)))))))))))))))))))))
    پاسخ:
    :-"   :-"   :-" 
    کنکور زبان چطور بود؟ :-"
    پاسخ:
    از کنکور ریاضی بهتر بود! دو هزار و خورده‌ای شدم. اگر عمومیا رو خراب نمیکردم میتونستم سه رقمی هم بشم :/ زبان تخصصی رو 60 درصد زدم :-"
    واااااااااای خدایاااااااااا:|
    اولش که داشتم پستتونو میخوندم تا اونجاهاییش که انگار هنوز سر قولتون درباره شریف هستیگ هی مصمم تر میشدم برا شریف قبول شدنم:) آه که واااااااااقعن از ته دلم ناراحت شدم'-'
    به هر حال که وی از حال دراز کش می‌ایستد و ساعت‌ها به همان صورت تشویق‌هایش را روانه چارلی کرده و از عمق وجود جیغ می‌کشد و موی‌کشان به شجاعت چارلی غبطه می‌خورد:))) همه‌ش برا علوم پایه رفتنت^^ زیرا که منم به عشق علوم‌پایه س اصن که دارم درس میخونم ")
    پاسخ:
    همینکه برای چند لحظه هم که شده شما رو مصمم کرده من خیلی خوشحالم :)) تلاش کنید که شما بجای من برید شریف! میتونید هم به نیابت از من هرازگاهی سری به آونگه بزنید D:

    خیلی متشکرم :)) هرچند شجاعت اینه که وقتی رفتم فیزیک واقعا تلاش کنم و جا نزنم! ایشالا سال من بعد من ساعت‌ها می‌ایستم و تشویق روانه‌تون میکنم :))
    سلام
    خسته نباشین‎(:‎
    خواهر منم عشق فیزیک بود و دانشگاه هم همونو خوند ولی وسطای راه از شدت ریاضی موجود و سختگیری های زیاد بیخیال شد و دوباره کنکور داد رفت حقوق
    ولی این بخاطر واقعی ندیدن رشته اش بود
    که خوشبختانه شما خیلی بیشتر به جزییات رشته اتون واقفین
    خیلی از کسایی که از رشته هاشون دلسرد میشن بخاطر دیدن تفاوت زیاد علاقه شون با درسهای روزمره اس
    کسی که هنوز توی دانشگاه عاشق رشته اش باشه سه هیچ از بقیه جلوئه حتی اگه پیام نور یه شهر کوچیک باشه
    زمان دانشجویی دوست و آشنای شریفی ریز و درشت چندتا داشتم و به چشم کسی رو دیدم که جزو نفرات برتر المپیاد شیمی بود ولی با خوب شدن رتبه کنکورش، بجای پلیمر امیرکبیربخاطر اسم شریف، مجبور شده بود عمران بخونه! تا ارشد هم ادامه داد ولی علاقه نداشت
    همیشه با حسرت چشمش دنبال شیمی بود و الان هم با چند تا شکست متوالی نهایتا معلم آموزشگاه کنکوره
    و راستش رو هم بخوای جو دانشجویی جایی مثل شریف شیرین نبود...
    الان هم اگه هر رشته دیگه ای قبول بشی و با دیدن دانشجوی فیزیک چشمات برق بزنه بنظرم حتی به قیمت شکست یا عوض کردن تصمیمت حین تحصیل، فرصت لمس علاقتو به خودت بده و برای رسیدن بهش تلاش کن
    چون چند سال دیگه شاید محل درآمدت همیشه همون گرافیک بمونه ولی حداقل به خودت بدهکار نموندی
    در هر صورت هم امیدوارم خیر و صلاحت در چیزی که بهش علاقه داری نهفته باشه انشالله‎(:‎
    * زنجانم خوب جاییه‎(:‎ قبول شدی آشنا ماشنا داریم‎:D
    ** جزوه های فیزیک کنکورتو به بقیه ام میدی؟
    پاسخ:
    سلام :)
    سلامت باشین :))
    من همین الان هم میدونم که اتفاقی که برای خواهرتون افتاده ممکنه برای من هم بیفته. ولی دقیقا همونطوریه که شما میگین؛ در آینده با دیدنِ دانشجوی فیزیک چشمام برق نمیزنه! حداقل میدونم که شانسم رو امتحان کردم، و اگه نتونم موفق بشم به خودم بدهکار نیستم :)) دقیقا کامنتتون مملوء بود از احساسات و افکارِ من :))

    خیلی ممنونم :) ان‌شاءالله که شما و خواهرتون هم موفق باشین :))

    * راستش مرکزِ تحصیلاتِ علوم‌ پایه‌ی زنجان خیلی معروفه، ولی خب دکترای پیوسته داشت فقط برای فیزیک. و با چندنفر که صحبت کردن توصیه کردن که دکترای پیوسته نرم! گرچه بسیار ممنونم ازتون :))

    **من تصمیم داشتم تا یکی دو ترمِ اول کلا کتاب‌ و دفترِ درس‌های اختصاصیم رو نگه دارم، چون بیشتر مباحثشون اون اوایل مشترکه و ممکنه یه موقع نیاز پیدا کنم بهشون :) و از اونجا که به معلم فیزیک امسالمون هم خیلی علاقه دارم تصمیم دارم جزوه‌ش رو یادگاری نگه دارم حتما :)) 
    + البته اگه یه موقع بهش نیاز دارین یا هرچی بگید یه فکری میکنیم حالا :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی